✗✘دخـے ردمخـے✘✗
یکشنبه 09 خرداد 1395
...HE...


✘خــــونه خالی✘


پسر: آخیــش چن روز راحته راحتم ...


دختر: از چی؟


پسر: چن روزی مامانم اینا نیستن خونه خالیه خالیه ...


دختر: پس حسابی با دوستات خوشی تا بیان ...


پسر: تو نمیای؟


دختر: مـــــــــــــــــن؟


پسر: اره دیگه بیا به دو تاییمون خوش میگذره ...


دختر: مگه فقط تو خونه خالی به آدم خوش میگذره؟


پسر: نه نیار دیـــگه از الان داری ساز مخالف میزنی ها ...

 

دختر: ببین این بحث رو کــش نده. من خــونه بیا نیستم ...


پسر: خب یه باره بگـــو دوستم نداری خلاص دیگه چرا دیگه بهونه میاری؟


دختر: ببین تو فکر کن خواهرت با کسی دوست شده ، دوست پسرش بگه بیا خونه مون به نظرت …

 

پسر: درست حـرف بزن حرف خواهر منو وسط نکـش ...


دختر: خب چراغیرتی شدی؟ چیزه بدی نگفتم نظرت رو پرسیدم ...


پسر: تو بیخود کردی …

 

دختر: حالا چرا عصبی میشی؟ فقط مگه تو غیرت و ناموس سرت میشه؟


پسر: دفعه آخـرت باشه خواهر من از اون دخترا نیست ها ...

 

دختر: پس منظورت اینه من از اون دخترام؟


پسر: ( با دستپاچگی) نه منظورم …الــــو …. ال

 

دختر: " قطع تماس "


✘ادعا میکنی غیرتی هستی؟ اگه مردی واسه دختر مردمم غیرتی باش✘



ÈэÓȝåÇ:
+ 18:27 sara_1394
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران